تیزر فیک(سلول شماره 7)
-واییییییییییییییییییییییییییییی خدااااااااااااااااااا باورم نمیشهههههههههههههههههههه بالاخره قبول شدممممممممممممممممممممممم عرررررررررررررررر
-خب دیگه پروازمو اعلام کردن باید برم
-میتونی بری
-بابا ی بغلی ماچی چیزی!
-زیادیت میشه برو گم شو دیگه!!
اول از همه مامانم بغلم کرد رفتم سمت بابام
-من به کسی بغل نمیدم
رفتمو به زور بغلش کردم مثل همیشه بوسه ای به سرم زد رفتم سمت داداشم کیارش مثه همیشه کلش تو گوشیش بود!
-اخر کور میشی تو یکی
اصلا حواسش به من نبود همون جوری که داش کلش اف کلنز بازی میکرد بی حال کفت
-سلام
-احمق من دارم میرم داری میگم سلام ؟؟؟؟!!!؟؟اصلا ولش کن
چمدونمو برداشتم داشتم میرفتم که ی کی از پشت بغلم کرد برگشتم و داداش کوچولمو بغل کردم گف: بری دیگه بر نگردی^___^
بوسش کردمو گفتم:تو ادم بشو نیستیییییییی!
چمدونمو برداشتم روی زمین کشیدمشو رفتم!
دختر: سلام اوا... نه.. اه ..حواس ندارم که.... هانیاسِیو(همون سلام به کره ای!)
من:امممممم سلام
دختر: اوااااا فارسی حرف زدی
من: ارهههه میدونم سلام کیانا هستم
دستم رو سمتش دراز کردم
دختر:ایناز بعدم دست داد
-اسمش لوهانه کشته مرده های زیادی داره که به هیچ کدوم نیگا هم نمیکنه اما از اون موقع تا حالا زل زده به تو!
- میگی چی کار کنم؟
- بی ذوق دیونه فک کنم گلوش گیر کرده
-خب؟؟؟؟
-مرگ خب کوفت خب!!
-ای او کارت خیلی باحال بود!حسابی حالشو گرفتی تو این دوسال خیلی به بچه ها کرم میریخت همه حال کردن
دوباره با مشت اروم به شونم کوبید. خندیدم وگفتم
-قابلی نداش
-چانهیول بچه ها چانی صدام میکنن!
دستشو سمتم دراز کرد دستشو گرفتم و گفتم
-کیانا بچه ها هم همون کیانا صدام میکنن
-کککک تا بعد
اروم اومد جلو
-چ.چ.چانهیول...
با لبخند کجی که رو لبش بود ترسناک شده بود!
-داری چیکار میکنی ؟
-هیچی فقط اروم باش کاریت ندارم قول میدم درد نداشته باشه
ی دستمال گرفت جلو دهنم و دیگه هیچی نفهمیدم.......
چانی:خب....... ما به کمک شما نیاز داریم
من: چه کمکی
-کمک برای دزدیدن الماس چشم اژدها!
ی مقدار مبهمه ولی خب دوس دارم اینجوری شروع کنم!
خب دیگهههه نظر یادتون نره هاااااا!
من برم لالا
سلم دوستان عزیر اکسو ال...